الشيخ رسول جعفريان
189
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
إِبْراهِيمَ ) ، روايات تاريخى اين را مسلم مىداند كه در عربستان در دوران قبل از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از ابراهيم سخن زياد بوده و حتى چيزى به نام شريعت ابراهيمى نيز مطرح بوده است . شرك و ابعاد آن در جزيرة العرب از نظر اعتقادى ، شايعترين و عمومىترين انديشهء حاكم بر مردم جزيرة العرب ، شرك بوده است ؛ گروههاى و قبايل مختلف ، همه مشرك بودهاند . قرآن اصطلاح مشركين را به اعراب بت پرست اطلاق مىكند وگر چه اين كلمه از لحاظ لغوى معناى و سيعترى دارد اما به عنوان يك اسم براى مشركين بت پرست مورد استعمال قرار گرفته است . تنها تفاوتى كه در بين گروههاى مشرك وجود داشت ، تفاوتى بود كه در بين انواع مختلف شرك قابل تصوّر بود . در عين حال در ميان مردم جزيره كسانى نيز يافت مىشدهاند كه اساساً هيچ اعتقادى به خدا نه بعنوان شرك و نه هيچ عنوان ديگرى نداشتند ؛ « 1 » احتمالًا آيهء ذيل اشاره به اين گروه دارد : « وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ ؛ « 2 » و گفتند : جز زندگى دنيوى ما هيچ نيست . مىميريم و زنده مىشويم و ما را جز دهر هلاك نكند . » از اين آيه چنين به دست مىآيد كه اينان به مبدأ و معادى معتقد نبوده « 3 » و حيات را منحصر به زندگى در دنيا دانسته و نابودى آن را نيز به دست روزگار مىدانستهاند . علامهء طباطبايى نيز در يك قول ، اين آيه را از زبان حال منكرين خدا ذكر مىكنند ، « 4 » مسعودى اين آيه را دربارهء كسانى مىداند كه معتقد به خالق بوده و صرفاً معاد را انكار مىكردهاند . « 5 » اما اين سخن با ظاهر آيه سازگار نيست و مفسرينى چون رازى ، طبرسى ، طبرى و نيشابورى اشاره كردهاند كه آيه اشاره به منكرين مبدأ و معاد دارد . « 6 » از آياتى از قرآن نيز مىتوان چنين بهره گرفت كه افرادى اساساً معتقد به خالق نبودهاند ؛ قرآن در مقام پاسخ به آنها مىفرمايد : « أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ أَمْ خَلَقُوا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بَلْ لا يُوقِنُونَ « 7 » آيا بىهيچ خالقى پديد آمدهاند يا خود خالق خويشند ، يا آسمانها و زمين را خلق كردهاند ؟ نه ، به يقين
--> ( 1 ) . المختصر فى اخبارالبشر ، ج 1 ، ص 98 ؛ تاريخ ابن الوردى ، ج 1 ، ص 115 ( 2 ) . ، جاثيه ، 24 ( 3 ) . بلوغ الارب ، ج 2 ، ص 220 ؛ مجمع البيان ، ج 9 ، ص 78 ( 4 ) . الميزان ، ج 10 ، ص 297 ( 5 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 130 ؛ در مجموع كسانى نيز بودهاند كه يا چون حنفا معتقد به توحيد بودهاند يادر مناطقى خاص تحت تأثير يهود و نصارى گرايشات توحيدى از خود نشان دادهاند ، جواد على دربارهء مشركان يمن چنين نظرى را ذكر كرده است نك : المفصل ، ج 2 ، صص 343 - 582 ( 6 ) . نك : كشف الارتياب ، ص 205 ( 7 ) . طور ، 35 ، 36